داستان کوتاه،اس ام اس،پ ن پ،طنز
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید

پيوندها
من و خدا
داستان های عاشقانه
اس ام اس
همه چیز در این جا !!!
مطالب جالب و طنز(حتما سر بزنید)
دنیای خنده
کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان داستان های کوتاه و جالب و آدرس shortstories.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 20
بازدید هفته : 21
بازدید ماه : 21
بازدید کل : 139620
تعداد مطالب : 264
تعداد نظرات : 33
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


نويسندگان
Yas

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:44 :: نويسنده : Yas

من و تو I AND U



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:41 :: نويسنده : Yas

 

" قول خدا "  خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغها پوشیده از گل ،

قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه ،

خدا روزای بی غصه و شا د یهای بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده،




ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:37 :: نويسنده : Yas

لقمان

پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن

**********

پسرم! آنتی ویروس “بیت دیفندر” اوریجینال نصب کن. پول “رجیستر” به میزان ده سال را کنار گذاشته ام. با احتساب تورم جهانی و تحریم و نوسان بازار. مادرت جای آن را می داند

**********

پسرم! پیش از استخدام در اداره های دولتی ، “پاور پوینت” را فرابگیر.

**********

پسرم! پیامک های عیدنوروزت را همین الان بفرست

**********

پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است.

**********

پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد ، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟

**********

پسرم! قطار اندیمشک – تهران زمستانش گرم و جانسوز است و تابستانش سرد و استخوان سوز. لباس مناسب با خودت ببر

**********

پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه ،خود دانی

**********

پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری

**********

فرزندم! هیچ کس تنها نیست.

**********

پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن.

**********



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:32 :: نويسنده : Yas
تقدیم به همه دانش آموزان دیروز
 
کاش اولین روز دبستان بازگردد
 کودکی ها شاد وخندان بازگرد

بازگرد ای خاطرات کودکی
برسوار اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند 
یادگاران کهن ماناترند
 
 

...................



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:28 :: نويسنده : Yas

 براي لاغر شدن ، از بشقاب و روميزي آبي رنگ استفاده کنيد. رنگ آبي اشتها را کم مي‌کند .



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:23 :: نويسنده : Yas

بیمه‌ی عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.
سریال: فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:8 :: نويسنده : Yas
بهترين و منطقي ترين معادله دنيا
بخون و حالشو ببر

معادله 1

انسان = خواب + خوراک + کار+ تفريح


الاغ = خواب + خوراک


پس


انسان = الاغ + کار + تفريح

وبنابرين

تفريح  انسان = الاغ + کار

بعبارت ديگر

انساني که تفريح ندارد = الاغي که فقط کار مي کند

بقیشو حتما بخونید ببینیش آخرش چی میشه



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 17:1 :: نويسنده : Yas

موسی مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار كوتاه و قوزی بد شكل بر پشت داشت.

 
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود.

 



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 16:58 :: نويسنده : Yas

Picture of a Donkey
Kicking out one Hind Leg

خدا خر را آفرید و به اوگفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.

خر به خداوند پاسخ  داد: خداوندا!من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 16:58 :: نويسنده : Yas

Picture of a Donkey
Kicking out one Hind Leg

خدا خر را آفرید و به اوگفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.

خر به خداوند پاسخ  داد: خداوندا!من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 16:55 :: نويسنده : Yas


A woman came out of her house and saw 3 old men with long white beards sitting in her front yard. She did not recognize them. She said "I don't think I know you, but you must be hungry. Please come in and have something to eat."
 

 زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید..
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم

 

 

 

"Is the man of the house home?", they asked. 

 

 

آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»

 

 

 


"No", she replied. "He's out."
 "Then we cannot come in", they replied.
In the evening when her husband came home, she told him what had happened.
 

 

 

زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:18 :: نويسنده : Yas
چطور راننده زن رو بشناسیم!!!.؟

 



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:16 :: نويسنده : Yas
پاسخ سئوال مادرم

 

مادرم همیشه از من می‌پرسید: مهمترین عضو بدنت چیست؟
 
 طی سال‌های متمادی، با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب می‌کردم، پاسخی را حدس می‌زدم و با خودم فکر می‌کردم که باید پاسخ صحیح باشد


ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:15 :: نويسنده : Yas

عکس لخت زوج جوان در پارک(18+)

بدون سانسور



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:13 :: نويسنده : Yas
تفاوتهای بین زن و دوست دختر!!?

با عرض پوزش به حضور خانمهای محترم

این فقط یه شوخیه



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:10 :: نويسنده : Yas
چرا ميگن بچه ننه، نمي گن بچه بابا؟؟؟؟

واقعا چرا نمیگن بچه بابا؟

 



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:6 :: نويسنده : Yas

 آرزوی یک دختر در داشتن یک دوست پسر…

 
یه دوست پسر هم نداریم بهش بگیم مشروط شدم این ترم بگه عیب نداره عزیزم تو واسه من همیشه الف هستی


ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:3 :: نويسنده : Yas
آرزوی یک پسر در داشتن یه دوست دختر

 

یه دوست دختر نداریم از این افاده‌ای‌ها، روزی پنج بار بزنیمش تا آدم شه
 


ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 14:2 :: نويسنده : Yas
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 13:48 :: نويسنده : Yas

عشق با آدم چه کارا که نمی کنه



ادامه مطلب ...
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 13:46 :: نويسنده : Yas
 
دو شنبه 3 بهمن 1390برچسب:, :: 13:33 :: نويسنده : Yas
 
یک شنبه 2 بهمن 1390برچسب:, :: 22:0 :: نويسنده : Yas

 

برید ادمه مطلب



ادامه مطلب ...
 
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 17:24 :: نويسنده : Yas

 

خـــدا هســـت

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.
در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.


ادامه مطلب ...
 
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 17:22 :: نويسنده : Yas

 

 
معـــــجزه ی باران


آن روز یکی از گرم ترین روزهای فصل خشکسالی بود و تقریباً یک ماه بود که رنگ باران را ندیده بودیم، پرندگان یکی یکی از پا درمی آمدند و محصولات کشاورزی همه از بین رفته بودند،



ادامه مطلب ...
 
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 17:22 :: نويسنده : Yas

 

قورباغه ها

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که
 
باهم مسابقه ی دو  بدهند
.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .


ادامه مطلب ...
 
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 17:19 :: نويسنده : Yas

 

پـــل زندگی
سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی میکردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد ...


ادامه مطلب ...
 
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 17:18 :: نويسنده : Yas

 

روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می اید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود



ادامه مطلب ...
 
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 17:16 :: نويسنده : Yas

 

 
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

 «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.»



ادامه مطلب ...
 
چهار شنبه 28 دی 1390برچسب:, :: 17:14 :: نويسنده : Yas

 

دانشمندی یک آزمایش جالب انجام داد... او یک اکواریم شیشه ای ساخت و ان را با یک دیوار شیشه ای دو قسمت کرد.
داخل یک قسمت یک ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگر یک ماهی کوچکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگتر بود.


ادامه مطلب ...